السيد موسى الشبيري الزنجاني
4724
كتاب النكاح ( فارسى )
آنها را در متن وسائل افزوده است . لذا احتمال اينكه در بعضى از نسخ « مقنع » اين مطلب باشد و شهيد ثانى از آنها اين مطلب را ديده باشد وجود دارد . 4 ) ذكر احتمالات ديگر در نسخهء كلمه « المجبورة » پدر شيخ بهايى « عليهما الرحمة » « 1 » احتمالات ديگرى را نيز دربارهء اين كلمه ذكر مىكند . يكى اينكه ايشان احتمال مىدهد جاى حرف باء ، تاء دو نقطه باشد يعنى « مُجتَوِره » از اجتور به معناى اصطحب ، يعنى مجاور و مصاحب بودن در ما نحن فيه يعنى زنى كه مصاحب شير دادن است و تصادفى و اتفاقى شير نمىدهد . احتمال ديگرى كه ايشان ذكر مىكند اين است كه كلمه با خاء و ثاء مثلثه باشد « المخثورة » در لغت آمده « خَثِرَ الرّجل : اقام فى الحىّ و لم يخرُج مع القوم الى الميرَة ، لحياءٍ او ثقلٍ فى النفس » يعين قافله و جماعتى مىخواهند خريد كنند و براى قبيلهء خود ببرند عدهاى تثاقل مىكنند و كأن تنبلى نشان مىدهند و حركت نمىكنند اصل « خَثِر » و « خاثر » به معناى ثقيل شدن است ، يك چيزى را ( مثل شير ) كه مىجوشانند ثقيل و بدون تحرّك مىشود « 2 » البته واضح است كه « المخثورة » اگر از « خثر » باشد بايد حرف جرى كه او را متعدى كرده است حذف شده باشد زيرا « خثر » لازم است . يعنى « مخثورٌ بها » بوده است يعنى افرادى اين زن را تثبيت نمودهاند كه بماند و شير بدهد مثلًا دايه و مستأجر ، يا اينكه خودش بر اثر وجود عواطف و مانند آن بچه را مرتباً شير مىدهد . اين دو احتمالى را كه ايشان ذكر مىكند مىتوان در روايات ، مؤيدى براى آنها پيدا كرد زيرا يكى در ذيل همين روايت فضيل بن يسار آمده بود « او ما كان مثل ذلك موقفا عليه » و هم در روايت موسى بن بكر جملهاى به اين صورت آمده است « موسى
--> ( 1 ) - استاد : در حدائق اين مطالب را از « فوائد » ى منسوب به پدر شيخ بهايى نقل مىكند ( 2 ) - التهذيب 7 / 324 و الاستبصار 3 / 196 و جامع احاديث الشيعة باب 5 ح 19